X
تبلیغات
کربال
تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 11:5 | نویسنده : زارع

اندرفواید انصراف از گرفتن یارانه . دربرخی روایات آمده است که نگرفتن یارانه و انصراف از آن موجب طول عمر تا ۱۵۰ سال می شود. ابن بی پتویه می گوید چند شبی در خواب همی دیدم که کوهی بزرگ بر روی قفسه سینه ام است چنان که  زیر سنگینی آن جنبیدن نتوانستمی و هر شب دچار کابوس همی شدم .خواب گزاران همی گفتند که این کوه همان یارانه است از گرفتنش انصراف ده تا راحت بخسبی.انصراف همی بدادم و راحت بخسبیدم چون گاو.

پزشکان میگویند : یارانه بگیران نسبت به یارانه نگیران ۷۰۰ بار بیشتر درمعرض بیماریهای قلبی و عروقی قرار میگیرند.

نتیجه تحقیقات نشان داده است که در دوسال گذشته  ۹۰ درصد افرادی که سکته کرده اند یارانه بگیر بوده اند.میگی نه ؟ بگو نه !!!

آورده اند که یارانه بگیری سوار بر الاغ خویش به جانب خودپردازی روان همی بود که ناگهان پای الاغش در چاله ای فرو همی شد و یارانه بگیر بخت برگشته با مخ بر زمین همی فرود آمد و در دم جان داد.

 

آن شنیدستی که  یک یارانه بر

ناگهان افتاد از پالان خر؟

گفت زرت مرد دنیا دوست را

می کند یارانه قمسور ای پسر.

 

ابن سوبسید بلخی می گوید چند وقتی بود که غذا از مری ام پایین نمی رفت و هرچه در دهان می نهادمی در گلو گیر همی کرد.به نزد طبیبان رفتم ونسخه ها همی داند و افاقه نکرد تا شبی صاحب نظری فرمود از گرفتن یارانه انصراف همی ده بهبودی حاصل همی آیدت. فردا روز انصراف دادمی و بهبودی حاصل همی گشت.

شیخ را گفتند به جز صدقه چه چیزی رفع بلا همی کند؟ فرمود انصراف از یارانه.

آورده اند که یارانه بگیری  را دیدند که در قهر جهنم گرفتار ۴۵ اژدهای دوسر همی بود و فریاد زنان همی کمک می طلبید و کسی به فریاد او می نرسید.صالحان گفتند آن ۴۵ اژدها همان ۴۵ هزار تومان یارانه ای است که در دوران حیات گرفته و همی خرج نموده و انصراف نداده.

روانکاوان معتقدندگرفتن یارانه موجب بیماری آلزایمر میشود زیرا هوش و حواس را از بین می برد..

از ما گفتن بود دیگر خود دانید و خدایتان و جیبتان و....

 



تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 12:30 | نویسنده : زارع

ضمن عرض سلام خدمت همه عزیزان.

پیشاپیش عید رو به همه تبریک میگم و براتون آرزوی بهترینها رو دارم.

اینم یه طنز عیدانه بابت عیدی به شما دوستان و همراهان مهربان

و دوست داشتنی.

 

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد

عید می آید و اجناس گران خواهد شد 

قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس

باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد 

همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد

و سرا پای وجودم نگران خواهد شد

می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما

عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید

نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد

کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت

بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد

یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج

وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد

پول را با علف خرس یکی می دانند

فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد

هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو

کامران از پی او تیز دوان خواهد شد

که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم

بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد

سام هم لنگه ی جوراب به پا می گوید

شستم از پنجه اش امسال عیان خواهد شد

قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر

باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد

زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت

آسمان دور سرم پُر دَ وَران خواهد شد

مغز گردو شده مانند طلا مثقا لی

مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد

کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس

حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد

 

 

                                                                نویسنده ؟؟؟؟؟



تاريخ : شنبه پنجم بهمن 1392 | 15:6 | نویسنده : زارع

 

راستش تصمیم داشتم کپی پیس نکنم ویه چیزایی از خودم بنویسم ولی ....

فعلا اینو داشته باشین تا بعد.

 

گرفتم بعد عمری مدرکی چند

و اینجانب شدم حالا مهندس

ندانستم که ریزد از چپ و راست

ز پایین و از آن بالا مهندس

غضنفر گاری اش را هول نمیداد

د یالا هول بده یالا مهندس

تقی هم چونه میزد کنج بازار

نمی ارزه واسم والا مهندس

به مرد قهوه چی میگفت اصغر

دو تا چایی قند پهلو مهندس

شنیدم کودکی میگفت در ده

به مردی با چپق خالو مهندس

ز جنب دکه ای بگذشت مردی

صدا آمد " آب آلبالو مهندس "

خلاصه میخورد خون جماعت

همیشه بدتر از زالو مهندس

شنیدم با تشر میگفت معمار

به آن وردست حمالش مهندس

همین مانده که از فردا بگویند

به گوساله و امثالش مهندس

یهو یاد سکینه کردم ای داد

فدای آن لب و خالش مهندس

شنیدم که عمل کرده دماغش

خبر داری از احوالش مهندس؟!

شنیدم بعد تنظیمات بینی

بهش میگن همه خانوم مهندس

سرت رو درد آوردم من مهندس

سخن از هر دری اومد مهندس

یکی سیگار میخواد اون سمت دکه

برو که مشتری اومد مهندس

 

نویسنده ناشناس.

 



تاريخ : شنبه هفتم دی 1392 | 10:10 | نویسنده : زارع

بعد از اولین هم آغوشی برگشته بهم میگه:

من همیشه برام سوآل بود که چرا مامانم بعضی صبح ها وقتی ازخواب

بیدار میشد لباسش با وقتی که بهم شب بخیر  میگفت فرق میکرد؟

مونده بودم چرا نصف شب لباساشو عوض میکنه؟!!!

وحالا تازه دارم میفهمم که......

 



تاريخ : شنبه نهم آذر 1392 | 12:8 | نویسنده : زارع

برای تو....

گاهی به باد حسادت میکنم

که چه نرم و آرام دستهایش را از لابلای موهایت عبور می دهد.

وچه عاشقانه گیسوانت را نوازش میکند.

وچه زیبا حلقه های موی پریشانت را تا روی ابروانت می کشد.

 

زمانی که می وزد

ولیز میخورد از روی رانهایت

ومیکشد خودش را تا زیر دامنت

وهی خودش را به درو دیوار پاهایت می کوبد.

گاهی که خودش را روی کفشهایت میکشد و از ساقهایت

آرام و نرم بالا میرود.

کاش نسیمی تند می شدم برای کشف ساده خطوط خام اندامت

در انحصار زنانه ترین لباسها...

 

                                                                (خودم)



  • مرکز لینک ایران
  • عجله
  • جالب های انگلیسی